|
کافه رنسانس |
|
روزبهروز هرچه ميشود، بشود... |
سايه : آخرين کلامي که گفت و رفت : گيجام آنقدر که نميتوانم بفهمم تفاوت شکست و پيروزي در چيست؛ يا اين، امروز که 26 سال نفس کشيدن را تجربه ميکنم راضيام يا نه؛ اگرچه در خصوص ادامه دادن مطمئن نيستم، اما تا اين لحظه آنقدر مشغله داشتهام که فرصت انديشيدن يا فهميدناش را درک نکردهام. ساده به سادگي کسي که مدام تجربه ميکند تا گرمترين بدن او را در آغوش گيرد.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 22:59 توسط مانی