تبليغاتX


کافه رنسانس

کافه رنسانس

روزبه‌روز هرچه مي‌شود، بشود...

مرگ آگوستو پینوشه در روز جهانی حقوق بشر

بیچاره این وبلاگ و یتیمی اش...

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 23:36 توسط مانی


سايه : گاهي واقعاً چاره‌اي نيست.

گاهي مي‌بايست بديهي‌ترين موضوع ـ همه هر آنچه را که بي‌هيچ واسطه‌اي درميابي‌اش ـ اثبات کني.

تصورش به دشواري تحمل بديهي‌ترين دردهاست.

و حاصل‌اش نخوت، ترس، ايهام و کسالتي زمخت و کريه است.

من انساني آزادم و اين بديهي‌ترين صورت زندگي من است و بدين سبب ما گنه‌کاران‌ايم؛ نادم نه؛ جرثومة ما ابتلاي اثبات چنين صورت بديهي‌اي است که روزبه‌روز بيشترک رنگ مي‌بازد.

 نمیتوانم روز جهاني حقوق بشر را بي خاطرة بانوي صلح ايران بگذرانم.

نجواي سايه مي‌گويد چشم فرومي‌بند و به خاطره‌اي بسنده کن. کفايت و لياقت تو همين است اگرچه حقيقتاً ناگزيرانه آزادي.

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 23:10 توسط مانی |


سايه: لذتي دلنشين‌تر از راه رفتن در اين هواي سرد كه مغز استخوان بدان معترف است نچشيده‌ام. سرمايي آن‌چنان دلنشين كه از هر فكر و خيال بيهوده‌اي رهاي‌ام مي‌كند و وامي‌داردم به آن‌چه كه مي‌بايد بيانديشم. در چنين حال و هوايي وقتي سرما خود را جدي مي‌نماياند نفس شهر چنان سنگين مي‌شود كه به سادگي مي‌توان صداي نفس كشيدن‌اش را شنيد.

تهران؛ شهر بي‌خواب.

آشوب شهري كه بي هيچ دليل و واسطه‌اي دوست‌اش دارم. چه اگر برهاني بر اين علاقه مي‌توانستم بيابم بي‌هيچ شك خود را از سيطرة‌ آن مي‌رهانيدم.چونان عشق آدميزادي كه به واسطة دليل و مدرك ساده‌اي شكل مي‌بندد و به بهانة دليل و مدرك ساده‌تري رخت‌برمي‌بندد.

اما تهران، شهر بي‌خواب من، كه صداي نفس سنگين و سردش، ترانة‌بي‌پيرايه‌اي است.

امشب خيال عشق موهوميِ تو ي ناپيدا ـ كه ناديده‌اي مرا و ناديده‌ام ات ـ نيز در اين سرما همراه‌ام بود. سردي زبر و خشن اما زيبا واداشت‌ام كه بي خيال گرماي اندك دستان تو به درون پوشش خويش نفوذ كنم. نويد يك نوشيدني گرم و البته صفحات وبلاگ مرا به خانه فرا مي‌خواند. وه! هجوم كه نه عبور گيج و گنگ تقاطع (ابوالحسن داوودي) كافي‌است تا امشب را بي‌خيال فيلم و كتاب و دفتر و دستك بگذرانم. به علاوة پنجرة گشودة وبلاگ كه به اين واسطه دعوت‌ام مي‌كند تا نوشنه‌ها و نانوشته‌ها را نيانبارم و به قاب پنجره‌اش وانهم.

به خاطر نمي‌آورم كي و كجا امشب وانهدم‌ات. كجا از هم جدا شديم بي‌هيچ خداحافظي. در خانة تنهاي من، براي تو صندلي‌اي هست در كنار صندلي من، فنجاني هست در كنار فنجان من؛ ليكن مطمئن باش حرمت‌ي براي اين عشق توهمي و به تبع وجود موهوم تو، نيافته‌ام تا بستري در كنار بستر خود براي تو بيابم.

امشب، شب با وقاري است....

+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 22:38 توسط مانی |


سايه : شگفت‌زده بودم:

خوشحال بودم از اين‌که ديگر دوستی‌ای نبود و او آن‌چنان‌‌که می‌پنداشتم نبود.

اما به گونة هراسناکی احساس افسرگی مي‌کردم (شايد کم بود ولی بود) خدای من زمانی دوست‌اش داشتم

ـ مهم نيست چه احساسی داشت ـ

ترسيدم از اين‌كه چون مني هست و احساس فروتني‌اي ـ البته ناخوانده ـ بر من غلبه كرد....

 

 

 

آن‌قدر مست دوران گذار بودم، که نفهميدم چگونه گذشت.

+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 2:28 توسط مانی |



نه به نام سالوادور آلنده، سيمون بوليوار، چه‌گوارا يا مهاتما گاندي تنها به نام آگوستو پينوشه چراكه نام‌اش نماد نيست؛ پينوشه به تمامي لغتي در برابر عدالت است و بس.
آري به نام پينوشه كافه‌اي ساخته‌ام بي‌در، بي‌ديوار تنها با يك پنجره گشوده به نگاه‌هاي انديشناك تو به صرف پاره‌نوشته‌هايي كه فرصت حيات را دمي در اين پنجره به عاريه گرفته‌اند. ميزبان شمايان‌ام، ‌مهماناني كه اكثراً نمي‌شناسم و ايشان نيز اكثراً نميشناسندم در كافه رنسانس.


HOME
E-Mail

LinkDump

تغيير براي برابري
آرشيو پيوندهاي روزانه


Archives

آبان 1388

مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
بهمن 1384
آذر 1384


Links

كانون وبلاگ نويسان ايران
شيرين عبادي
زيتون
كسوف
غارتگر
دوات ـ رضا قاسمي
يك ليوان چاي داغ
خوابگرد
گام معلق لك‌لك
ميدان زنان
بارون پشت شيشه‌ها
طنين سكوت
باد مارا خواهد برد
بي‌بي مهتاب
لذت يك گناه
وسوسه اي به نام بودن
من به تو تجاوز مي‌كنم
مردمك
كافه گودو
بلوط
روسپي
زن نوشت
كافه تيتر
احسان شريعتي
نقطه ته خط
آلپر
مسيح علي نژاد
سايت رسمي دفتر هدايت
جمهور
كتابخانة‌ مجازي ـ قفسه
راديو زمانه
نيمكت
دلتنگي‌هاي يك كرم دندون
گزارش‌گران بدون مرز
ماني‌ها
گور به گور
طراح قالب
راهنماي وبلاگ‌نويسان
ثبت دامنه رايگان
;
;